( به نام دوست که هر چه داریم از اوست .)
با دانش آموزان نخبه وتیز هوشان کلاس اول ودوم مدرسه نامداران آشنا شدم .
آد م وقتی اینها را می بیند و با انان آشنا می شود ، وبه هوش آنها پی می برد . به
آینده روشن ایران این سر زمین دانایان واقعا" امیدوار می شود . وهر انسان وطن دوستی آرزو می کند که ای کاش می شد امکانات بیشتری در اختیار این نو جوانان قرار می گرفت .
و از طرفی هر چه با بچه های هاشمی صفت کار می کنم باز احساس می کنم آن چه را که می بایست به آنان انتقال بدهم . نه داده ام و باز به وقت بیشتری نیاز دارم . و چون متاسفانه روز پنجشنبه را تعطیل کرده اند ، من وقت کم می آورم . ( خدایا چگونه می توان جبران کرد
از دانش آموزان پاسارگاد چه بگویم که روز به روز کم کارتر می شوند . وخانواده ها ی آنها نظارتی روی کار هایشان ندارند .وتقریبا" نصف آنها درس را جدی نمی گیرند .و از هر طریق حرکت کرده ام ، نتیجه نگرفته ام . ولی مایوس نخواهم شد و راه های دیگری را آزمایش خواهم کرد .( زیرا آدم دانا هرگز به بن بست نمی رسد. یاراهی پیدا می کند ویا راهی جدید می سازد .)

![]()

به نام دوست
دیروز مدیر...... گفت به یکی از کلاس ها گفتی که از کلاس شما ها چندشم می شه .
براش توضیح دادم که این کلمات در ادیبات من جایی ندارد. اون هم در کلاس درس .
هر چند ظاهرا" نپذ یرفت ولی این دیگه مشکله ایشان است . من گفته بودم که با کلاس شما ست یا جور نمی شم و حالا اینکه دانش آموز با ادبیات خودش نقل قول کرده. بماند.
بر حسب اتفاق دراین کلاس حدودا"پنج نفردانش آموز در حد ممتاز هستند که من به آنها بسیار علاقه دارم . وبرایشان آرزوی موفقیت و پیروزی دارم . و به همه سوالاتشان به
دقت جواب می دهم .( در حد توان )
کلاس سوم یک بیشتر همآهنگ هستند . ومدام سوالات در سی می پرسند.


